خداوندا، کیست مانند تو؟

مزمور داوود.

۳۵                  

 «خداوندا، بستیز با آنان که با من می‌ستیزند، و بجنگ با آنان که با من می‌جنگند.

۲سپر کوچک و بزرگ خویش برگیر؛ برخیز و به یاریم بیا.

۳نیزه را به در آر و راه بر تعقیب‌کنندگانم ببند. به جان من بگو: «نجات تو مَنَم.»

۴آنان که قصد جان من دارند شرمنده و رسوا شوند؛ آنان که بر من دسیسه می‌چینند واپس روند و سرافکنده گردند!

۵همچون کاه در برابر باد باشند، و فرشتۀ خداوند ایشان را برانَد؛

۶راهشان تاریک و لغزنده شود، و فرشتۀ خداوند تعقیبشان کند.

۷زیرا بی‌سبب دام بر سر راهم در حفره پنهان کردند که آن را بی‌جهت از بهر جانم کنده بودند.

۸باشد که هلاکت بی‌آنکه بدانند ایشان را فرو گیرد و خود در دامی که پنهان کرده‌اند، گرفتار آیند؛ باشد که در آن فرو افتند و هلاک شوند.

۹آنگاه جان من در خداوند شادی خواهد کرد و در نجات او شادمان خواهد شد.

۱۰بند بند اعضایم خواهند گفت: «خداوندا، کیست مانند تو؟ ای که مظلوم را از دست نیرومندتر از او می‌رهانی، و مسکین و نیازمند را از دست تاراج‌کنندۀ وی.»

۱۱شاهدانِ ستم‌کیش برمی‌خیزند، و دربارۀ آنچه از آن بی‌خبرم، بازخواستم می‌کنند.

۱۲به سزای نیکویی، بدی بر من روا می‌دارند و مرا به روز سیاه می‌نشانند.

۱۳اما آنگاه که ایشان بیمار بودند، من پلاس در بر می‌کردم، و جان خویش به روزه‌داری رنجور می‌ساختم. چون دعایم بی‌جواب بازمی‌گشت،

۱۴مویه‌کنان می‌رفتم، آن سان که برای دوست یا برادرم ماتم کنم. همچون کسی که برای مادرش زاری کند از فرط اندوه سر خم می‌کردم.

۱۵اما چون افتادم، شادی‌کنان گِردم جمع شدند؛ فرومایگان بر من گرد آمدند، و کسانی که نشناخته بودم، بی‌وقفه مرا دریدند.

۱۶همچون افراد نَجِسی که برای نان مسخرگی می‌کنند، بر من دندانها به هم فشردند.

۱۷خداوندگارا، تا چند تماشا می‌کنی؟! جان مرا از ویرانگری ایشان برهان، و زندگی مرا از دهان شیران ژیان.

۱۸تو را در جماعت بزرگ سپاس خواهم گفت؛ در میان انبوه مردم، تو را خواهم ستود.

۱۹مگذار دشمنان خیانت‌پیشۀ من بر من شادی کنند؛ مگذار کسانی که بی‌سبب از من نفرت دارند، چشمک زنند.

۲۰زیرا صلح‌جویانه سخن نمی‌گویند بلکه بر آنان که در این سرزمین آرام گرفته‌اند، سخنان حیله‌آمیز اندیشه می‌کنند.

۲۱دهان بر من می‌گشایند و می‌گویند: «هَه هَه! به چشمان خود دیدیم.»

۲۲خداوندا، تو این را دیده‌ای، پس خاموش نمان! خداوندگارا، از من دور مباش!

۲۳بیدار شو و به دفاع از من برخیز! ای خدا و خداوندگار من، مرا داد بده!

۲۴ای یهوه خدای من، در عدل خود مرا تأیید فرما، و مگذار بر من شادی کنند.

۲۵مگذار در دل خویش بگویند: «هَه، به آرزوی خود رسیدیم!» مگذار بگویند: «او را درسته فرو بلعیدیم!»

۲۶هر که در مصیبت من شادی می‌کند خود شرمنده و خجل گردد؛ آنان که خویشتن را بر من برمی‌افرازند به شرم و رسوایی پوشانیده شوند.

۲۷آنان که اعادۀ حق مرا خواهانند فریاد شادی برآورند و شادمان گردند؛ همواره بگویند: «چه بزرگ است خداوند، که از سلامتی بنده‌اش لذت می‌برد.»

۲۸زبانم دادگری تو را بیان خواهد کرد، و ستایش تو را، همۀ روز.»

مزامیر۳۵: ۲۸-۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *