درِ تنگ

۱۳

۲۲عیسی در راه اورشلیم، به شهرها و روستاها می‌رفت و تعلیم می‌داد.۲۳در این میان، کسی از او پرسید: سرور من، آیا تنها شماری اندک از مردم نجات خواهند یافت؟ به ایشان گفت:۲۴سخت بکوشید تا از درِ تنگ داخل شوید، زیرا به شما می‌گویم، بسیاری خواهند کوشید تا داخل شوند، امّا نخواهند توانست. ۲۵چون صاحب‌خانه برخیزد و در را ببندد، بیرون ایستاده، در را خواهید کوبید و خواهید گفت:سرورا، در بر ما بگشا! امّا او پاسخ خواهد داد: شما را نمی‌شناسم؛ نمی‌دانم از کجایید؟۲۶خواهید گفت: ما با تو خوردیم و آشامیدیم و تو در کوچه‌های ما تعلیم می‌دادی.۲۷امّا جواب خواهید شنید: شما را نمی‌شناسم؛ نمی‌دانم از کجایید؟ ای بدکاران از من دور شوید. ۲۸آنگاه در آنجا گریه و دندان بر هم ساییدن خواهد بود، زیرا ابراهیم و اسحاق و یعقوب و همۀ انبیا را در پادشاهی خدا خواهید دید، امّا خود را محروم خواهید یافت. ۲۹مردم از شرق و غرب و شمال و جنوب خواهند آمد و بر سفرۀ پادشاهی خدا خواهند نشست.۳۰آری، هستند آخرینی که اوّل خواهند شد، و اوّلینی که آخر.

لوقا۱۳: ۳۰ـ۲۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *