دعوت حکمت(۹: ۱۲ـ۱) دعوت جهالت(۹: ۱۸ـ۱۳)


۹

‘حکمت، خانۀ خود را بنا کرده و هفت ستون خویش را تراشیده است.

۲او گوشت خود را طبخ کرده، شراب خویش را برآمیخته، و سفره‌اش را نیز آراسته است.

۳ کنیزانش را گسیل داشته و از بالاترین نقطۀ شهر ندا در می‌دهد:

۴ «هر آن که ساده‌لوح است بدین‌جا بیاید!» و به کم‌عقلان، می‌گوید:

۵«بیایید از طعام من بخورید و از شرابی که برآمیخته‌ام، بنوشید.

۶ساده‌لوحیِ خود را ترک کنید که خواهید زیست؛ و در طریق فهم گام بردارید.»

۷ «هر که تمسخرگری را تأدیب کند، به استقبال بی‌حرمتی می‌رود؛ هر که مرد شریر را توبیخ کند، بد می‌بیند.

۸ تمسخرگر را توبیخ مکن، مبادا از تو نفرت کند؛ حکیم را توبیخ کن، که تو را دوست خواهد داشت.

۹حکیم را بیاموز که حکیمتر خواهد شد؛ پارسا را تعلیم ده که آموخته‌هایش افزون خواهد گشت.

۱۰«ترس خداوند آغاز حکمت است، و شناخت آن قدوس، بصیرت.

۱۱ زیرا به واسطۀ من، روزهای تو بسیار خواهد شد و بر سالهای عمرت افزوده خواهد گردید.

۱۲ اگر حکیمی، خود از آن بهره خواهی برد؛ اگر تمسخرگری، خود به تنهایی زیان خواهی دید.»

دعوت جهالت

۱۳ بانو ’جهالت‘، یاوه‌گو است و ساده‌لوح، و هیچ نمی‌داند.

۱۴ بر درِ خانۀ خود می‌نشیند، بر کرسی‌ای در بالاترین نقطۀ شهر،

۱۵ و رهگذران را ندا می‌دهد، آنان را که مستقیم به راه خود می‌روند:

۱۶«ای ساده‌لوحان، بدین سو آیید!» و به کم‌عقلان، گوید:

۱۷«آبِ دزدیده شیرین است؛ و نانی که پنهانی خورده شود، لذیذ.»

۱۸ اما نمی‌دانند که مردگان، در آنجایند، و مهمانان او در اعماق گورند.’

امثال ۹: ۱۸ـ۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *