دیدار مریم از اليزابت

۱

۳۹در آن روزها، مریم برخاست و به‌شتاب به شهری در کوهستان یهودیه رفت،۴۰و به خانۀ زکریا درآمده، اِلیزابِت را سلام گفت. ۴۱چون اِلیزابِت سلام مریم را شنید، طفل در رَحِمش به جست و خیز آمد، و اِلیزابِت از روح‌القدس پر شده، ۴۲به بانگ بلند گفت: تو در میان زنان خجسته‌ای، و خجسته است ثمرۀ رَحِم تو! ۴۳من که باشم که مادر خداوندم نزد من آید؟ ۴۴چون صدای سلام تو به گوشم رسید، طفل از شادی در رَحِمِ من به جست و خیز آمد. ۴۵خوشا بحال آن که ایمان آورْد، زیرا آنچه از جانب خداوند به او گفته شده است، به‌انجام خواهد رسید.

لوقا١: ٤٥-٣٩

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *