شفاي پسر ديو زده


۱۷

١٤چون نزد جماعت بازگشتند، مردی به عیسی نزدیک شد و در برابر او زانو زد و گفت: ۱۵سرورم، بر پسر من رحم کن. او صرع دارد و سخت رنج می‌کشد. اغلب در آتش یا در آب می‌افتد. ۱۶او را نزد شاگردانت آوردم، ولی نتوانستند شفایش دهند. ۱۷عیسی در پاسخ گفت: ای نسل بی‌ایمان و منحرف، تا به کِی با شما باشم و تحملتان کنم؟ او را نزد من آورید. ۱۸عیسی بر دیو نهیب زد و دیو از پسر بیرون شد و او در همان‌دم شفا یافت. ۱۹آنگاه شاگردان نزد عیسی آمدند و در خلوت از او پرسیدند: چرا ما نتوانستیم آن دیو را بیرون کنیم؟۲۰پاسخ داد: از آن‌رو که ایمانتان کم است. آمین، به شما می‌گویم، اگر ایمانی به کوچکی دانۀ خردل داشته باشید، می‌توانید به این کوه بگویید:از اینجا به آنجا منتقل شو و منتقل خواهد شد و هیچ امری برای شما ناممکن نخواهد بود. ۲۱امّا این جنس جز به روزه و دعا بیرون نمی‌رود.

متي١٧: ٢١-١٤

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *