شفای ده جذامی

۱۷

۱۱عیسی بر سر راه خود به اورشلیم، از حدّ سامره و جلیل می‌گذشت. ۱۲پس چون به دهی وارد می‌شد، ده جذامی به او برخوردند. آنها دور ایستاده ۱۳با صدای بلند فریاد برآوردند: ای عیسی، ای استاد، بر ما ترحم کن. ۱۴چون عیسی آنها را دید، گفت: بروید و خود را به کاهن بنمایید. آنها به‌راه افتادند و در میانۀ راه از جذام پاک شدند. ۱۵یکی از آنها چون دید شفا یافته است، در حالی که با صدای بلند خدا را ستایش می‌کرد، بازگشت ۱۶و خود را به‌پای عیسی افکند و او را سپاس گفت. آن جذامی سامری بود. ۱۷عیسی فرمود: مگر آن ده تن همه پاک نشدند؟ پس نُه تن دیگر کجایند؟ ۱۸آیا به‌جز این غریبه، کسی دیگر بازنگشت تا خدا را سپاس گوید؟۱۹سپس به او گفت: برخیز و برو، ایمانت تو را شفا داده است.

لوقا۱۷: ۱۹ـ۱۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *