شفای دو مرد دیو زده


۸

٢٨هنگامي كه به ناحيه جدريان، واقع در آنسوي دريا رسيدند، دو مرد ديو زده كه از گورستان خارج ميشدند، بدو برخوردند. آن دو بقدري وحشي بودند كه هيچ كس نميتوانست از آن راه عبور كند. ٢٩آنان فرياد زدند: تورا با ما چكار است، اي پسر خدا؟ آيا آمده اي تا پيش از وقت مقرر عذابمان دهي؟ ٣٠كمي دورتر از آنها گله اي بزرگ از خوكها مشغول چرا بود. ٣١ديوها التماس كنان به عيسي گفتند: اگر بيرونمان ميراني، به درون گله خوكها بفرست. ٣٢به آنها گفت: برويد! ديوها خارج شدند و به درون خوكها رفتند و تمام گله از سرازيري تپه به درون دريا هجوم بردند و در آب هلاك شدند.٣٣ خوكبانان گريخته، به شهر رفتند و همه اين وقايع، از جمله آنچه را كه براي آن ديو زده ها رخ داده بود، بازگو كردند. ٣٤سپس تمام مردم شهر براي ديدن عيسي بيرون آمدند و چون اورا ديدند بدو التماس كردند كه آن ناحيه را ترك گويد.

متی۸: ۳۴ـ۲۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *