شفای مادرزن پطرس و بسیاری دیگر

۴

۳۸آنگاه عیسی کنیسه را ترک گفت و به خانۀ شَمعون رفت. و امّا مادرزن شَمعون را تبی سخت عارض گشته بود. پس، از عیسی خواستند یاری‌اش کند. ۳۹او نیز بر بالین وی خم شد و تب را نهیب زد، و تبش قطع شد. او بی‌درنگ برخاست و مشغول پذیرایی از آنها شد.۴۰هنگام غروب، همۀ کسانی که بیمارانی مبتلا به امراض گوناگون داشتند، آنان را نزد عیسی آوردند، و او نیز بر یکایک ایشان دست نهاد و شفایشان داد.۴۱دیوها نیز از بسیاری بیرون می‌آمدند و فریادکنان می‌گفتند: تو پسر خدایی! امّا او آنها را نهیب می‌زد و نمی‌گذاشت سخنی بگویند، زیرا می‌ دانستند مسیح است.

لوقا۴: ٤١-٣٨

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *