شفای مرد جذامی

۵

۲روزی دیگر که عیسی در یکی از شهرها بود، مردی آمد که جذام تمام بدنش را فراگرفته بود. چون عیسی را دید، روی بر خاک نهاد و التماس‌ کنان گفت: سرور من، اگر بخواهی می‌توانی پاکم سازی. ۱۳عیسی دست خود را دراز کرد و او را لمس نمود و گفت: می‌خواهم؛ پاک شو! در‌دم، جذامْ آن مرد را ترک گفت. ۱۴سپس به او امر فرمود: به کسی چیزی مگو، بلکه برو و خود را به کاهن بنما و برای تطهیر خود قربانیهایی را که موسی امر کرده است، تقدیم کن تا برای آنان گواهی باشد. ۱۵با اینهمه، خبر کارهای او هرچه بیشتر پخش می‌شد، چندان که جماعتهای بسیار گرد‌می‌آمدند تا سخنانش را بشنوند و از بیماریهای خود شفا یابند. ۱۶امّا عیسی اغلب به جاهای دورافتاده می‌رفت و در تنهایی دعا می‌کرد.

لوقا٥: ١٦-١٢

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *