شفای مرد جذامی


۸

چون عيسي از كوه پايين آمد، جماعتهايي انبوه از پي او روانه شدند. ٢در اين هنگام مردي جزامي نزد او آمد و در برابرش زانو زد و گفت: سرورم، اگر بخواهي ميتواني پاكم سازي. ٣عيسي دست خود را دراز كرده، اورا لمس نمود و گفت:ميخواهم؛پاك شو. در دم، جذام او پاك شد. ٤سپس عيسي به او فرمود: آگاه باش كه در اينباره به كسي چيزي نگويي، بلكه برو خود را به كاهن بنما و هديه اي را كه موسي امر كرده، تقديم كن تا براي آنها گواهي باشد.

متی۷: ۴ـ۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *