شفای مرد علیل

۶

۶در شَبّاتی دیگر، به کنیسه درآمد و به تعلیم پرداخت. مردی آنجا بود که دست راستش خشک شده بود. ۷علمای دین و فَریسیان، عیسی را زیر نظر داشتند تا ببینند آیا در روز شَبّات کسی را شفا می‌دهد یا نه؛ زیرا در پی دستاویزی بودند تا به او اتهام زنند. ۸امّا عیسی که از افکارشان آگاه بود، مرد خشک‌دست را گفت: برخیز و در برابر همه بایست. او نیز برخاست و ایستاد.۹عیسی به آنان گفت: از شما می‌پرسم، کدامیک در روز شَبّات رواست: نیکی یا بدی، نجات جان انسان یا نابود کردن آن؟۱۰پس چشم به جانب یکایک ایشان گرداند و سپس خطاب به آن مرد گفت: دستت را دراز کن! چنین کرد، و دستش سالم شد. ۱۱امّا آنان سخت خشمگین شدند و با یکدیگر به مشورت نشستند که با عیسی چه کنند.

لوقا۶: ١١-۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *