شفای مرد مفلوج


۹

پس عيسي سوار قايق شد و به آنسوي دريا، به شهر خود رفت. ٢آنگاه مردي مفلوج را كه بر تختي خوابيده بود، نزدش آوردند. عيسي چون ايمان ايشان را ديد، به مفلوج گفت: دل قوي دار، فرزندم، گناهت آمرزيده شد! ٣در اين هنگام، بعضي از علماي دين با خود گفتند: اين مرد كفر مي گويد. ٤عيسي افكارشان را دريافت و گفت: چرا چنين انديشه پليدي به دل راه مي دهيد؟ ٥گفتن كدام يك آسانتر است: اينكه گناهانت آمرزيده شد، يا اينكه برخيز و راه برو؟ حال تا بدانيد كه پسر انسان بر زمين اقتدار آمرزش گناهان را دارد. به مفلوج گفت: برخيز، بستر خود برگير و به خانه برو. ٧آن مرد برخاست و به خانه رفت. ٨چون مردم اين واقعه را ديدند،ترسيدند و خدايي را كه اين چنين قدرتي به انسان بخشيده است، تمجيد كردند.

متی۹: ۸ـ۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *