صاحب روز شبّات

۲

٢٣در يكي از روزهاي شبّات، عيسي از ميان مزارع گندم مي گذشت و شاگردانش در حين رفتن، شروع به چيدن خوشه هاي گندم كردند. ٢٤فريسيان به او گفتند: چرا شاگردانت كاري انجام مي دهند كه در روز شبّات جايز نيست؟ ٢٥پاسخ داد: مگر تا به حال نخوانده ايد كه داوود چه كرد آنگاه كه خود و يارانش محتاج و گرسنه بودند؟ ٢٦او در زمان آبياتار، كاهن اعظم، به خانه خدا درآمد و نان تقديمي را خورد و به يارانش نيز داد، هرچند خوردن آن تنها براي كاهنان جايز است. ٢٧آنگاه به ايشان گفت: شبّات براي انسان مقرر شده، نه براي انسان براي شبّات. ٢٨بنابراين، پسر انسان حتي صاحب شبّات است.

مرقس۲: ۲۸ـ۲۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *