صاحب روز شَبّات

٦        

 در یکی از روزهای شَبّات، عیسی از میان مزارع گندم می‌گذشت و شاگردانش خوشه‌های گندم را می‌چیدند و به‌دست ساییده، می‌خوردند. ۲امّا تنی چند از فَریسیان گفتند: چرا کاری می‌کنید که انجامش در روز شَبّات جایز نیست؟ ۳عیسی پاسخ داد: مگر نخوانده‌اید که داوود چه کرد، آنگاه که خود و یارانش گرسنه بودند؟ ۴او به خانۀ خدا درآمد و نان تقدیمی را برگرفت و خورد و به یارانش نیز داد، هرچند خوردن آن تنها برای کاهنان جایز است. ۵و در ادامه فرمود: پسر انسان صاحب شَبّات است.

لوقا٦: ٥-١

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *