ظهور عیسی بر شاگردان

۲۴

۳۶هنوز در این‌باره گفتگو می‌کردند که عیسی خود در میانشان ایستاد و گفت: سلام بر شما باد! ۳۷حیران و ترسان، پنداشتند شبحی می‌بینند. ۳۸به آنان گفت: چرا اینچنین مضطربید؟ چرا شک و تردید به‌دل راه می‌دهید؟ ۳۹دست و پایم را بنگرید. خودم هستم! به من دست بزنید و ببینید؛ شبحْ گوشت و استخوان ندارد، امّا چنانکه می‌بینید من دارم! ۴۰این را گفت و دستها و پاهای خود را به ایشان نشان داد. ۴۱آنها از فرط شادی و حیرت نمی‌توانستند باور کنند. پس به ایشان گفت: «چیزی برای خوردن دارید؟ ۴۲تکه‌ای ماهی بریان به او دادند. ۴۳آن را گرفت و در برابر چشمان ایشان خورد. ۴۴آنگاه به ایشان گفت: «این همان است که وقتی با شما بودم، می‌گفتم؛ اینکه تمام آنچه در تورات موسی و کتب انبیا و مزامیر دربارۀ من نوشته شده است، باید به حقیقت پیوندد. ۴۵سپس، ذهن ایشان را روشن ساخت تا بتوانند کتب‌مقدّس را درک کنند. ۴۶و به ایشان گفت: نوشته شده است که مسیح رنج خواهد کشید و در روز سوّم از مردگان بر‌خواهد خاست،۴۷و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همۀ قومها موعظه خواهد شد و شروع آن از اورشلیم خواهد بود. ۴۸شما شاهدان این امور هستید. ۴۹من موعودِ پدر خود را بر شما خواهم فرستاد؛ پس در شهر بمانید تا آنگاه که از اعلی با قدرت آراسته شوید.

لوقا۲۴: ۴۹ـ۳۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *