عيسي و بعلزبول


۳

۲۰روزی دیگر عیسی به خانه رفت و باز جماعتی گرد آمدند، به‌گونه‌ای که او و شاگردانش را حتی مجال غذا خوردن نبود. ۲۱چون خویشان عیسی این را شنیدند، روانه شدند تا او را برداشته با خود ببرند، زیرا می‌گفتند: از خود بی‌خود شده است. ۲۲علمای دین نیز که از اورشلیم آمده بودند می‌گفتند: بَعَلزِبول دارد و دیوها را به‌یاری رئیس دیوها بیرون می‌راند. ۲۳پس عیسی آنها را فراخواند و مَثَلهایی برایشان آورد و گفت: چگونه ممکن است شیطان، شیطان را بیرون براند؟ ۲۴اگر حکومتی برضد خود تجزیه شود، ممکن نیست پابرجا ماند. ۲۵همچنین است خانه‌ای که برضد خود تجزیه شود: نمی‌تواند پابرجا بماند. ۲۶شیطان نیز اگر برضد خود قیام کند و تجزیه شود، ممکن نیست دوام آورد، بلکه پایانش فرارسیده است. ۲۷بواقع هیچ‌کس نمی‌تواند به خانۀ مردی نیرومند درآید و اموالش را غارت کند، مگر اینکه نخست آن مرد را ببندد. پس از آن می‌تواند خانه او را غارت کند. ۲۸آمین، به شما می‌گویم که تمام گناهان انسان و هر کفری که بگوید آمرزیده می‌شود، ۲۹امّا هر‌که به روح‌القدس کفر گوید، هرگز آمرزیده نخواهد شد، بلکه مجرم به گناهی ابدی است. ۳۰این سخن عیسی از آن سبب بود که می‌گفتند ؛روح پلید دارد.

مرقس۳: ۳۰ـ۲۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *