محاكمه در حضور شوراي يهود


۲۶

۵۷آنها که عیسی را گرفتار کرده بودند، او را نزد قیافا، کاهن‌اعظم بردند. در آنجا علمای دین و مشایخ جمع بودند.۵۸امّا پِطرُس دورادور از پی عیسی رفت تا به حیاط خانۀ کاهن‌اعظم رسید. پس داخل شد و با نگهبانان بنشست تا سرانجامِ کار را ببیند. ۵۹سران کاهنان و تمامی اهل شورا در پی یافتن دلایل و شواهدی نادرست علیه عیسی بودند تا او را بکشند؛ ۶۰امّا هرچند شاهدان دروغین بسیاری پیش آمدند، چنین چیزی یافت نشد. سرانجام دو نفر پیش آمده۶۱گفتند: این مرد گفته است، من می‌توانم معبد خدا را ویران کنم و ظرف سه روز آن را از نو بسازم. ۶۲آنگاه کاهن‌اعظم برخاست و خطاب به عیسی گفت: هیچ پاسخ نمی‌گویی؟ این چیست که علیه تو شهادت می‌دهند؟ ۶۳امّا عیسی همچنان خاموش ماند. کاهن‌اعظم به او گفت: به خدای زنده سوگندت می‌دهم که به ما بگویی آیا تو مسیح، پسر خدای زنده هستی؟۶۴عیسی پاسخ داد: تو خود چنین می‌گویی! و به شما می‌گویم که از این پس پسر‌انسان را خواهید دید که به دست راست قدرت نشسته، بر ابرهای آسمان می‌آید. ۶۵آنگاه کاهن‌اعظم گریبان خود را چاک زد و گفت: کفر گفت! دیگر چه نیاز به شاهد است؟ حال که کفر او را شنیدید،۶۶حکم شما چیست؟ در پاسخ گفتند: سزایش مرگ است!۶۷آنگاه بر صورت عیسی آبِدهان انداخته، او را زدند. بعضی نیز به او سیلی زده، ۶۸می‌گفتند: ای مسیح، نبوّت کن و بگو چه کسی تو را زد؟

متي٢٦: ٦٨-٥٧

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *