محاکمه در حضور شورای یهود

۱۴

۵۳عیسی را نزد کاهن‌اعظم بردند. در آنجا همۀ سران کاهنان و مشایخ و علمای دین گرد آمده بودند. ۵۴پِطرُس نیز دورادور از پی عیسی رفت تا به حیاط خانه کاهن‌اعظم رسید. پس در آنجا، کنار آتش، با نگهبانان نشست تا خود را گرم کند. ۵۵سران کاهنان و تمامی اهل شورا در پی یافتن دلایل و شواهدی علیه عیسی بودند تا او را بکشند،ولی هیچ نیافتند. ۵۶زیرا هرچند بسیاری شهادتهای دروغ علیه عیسی دادند، امّا شهادتهای ایشان با هم وفق نداشت. ۵۷آنگاه عده‌ای پیش آمدند و به دروغ علیه او شهادت داده، گفتند: ۵۸ما خود شنیدیم که می‌گفت، این معبد را که ساختۀ دست بشر است خراب خواهم کرد و ظرف سه روز، معبدی دیگر خواهم ساخت که ساختۀ دست بشر نباشد. ۵۹امّا شهادتهای آنها نیز ناموافق بود. ۶۰آنگاه کاهن‌اعظم برخاست و در برابر همه از عیسی پرسید: هیچ پاسخ نمی‌گویی؟ این چیست که علیه تو شهادت می‌دهند؟ ۶۱امّا عیسی همچنان خاموش ماند و پاسخی نداد. دیگربار کاهن‌اعظم از او پرسید: آیا تو مسیح، پسر خدای متبارک هستی؟ ۶۲عیسی بدو گفت: هستم، و پسر‌انسان را خواهید دید که به‌دست راست قدرت نشسته،با ابرهای آسمان می‌آید. ۶۳آنگاه کاهن‌اعظم گریبان خود را چاک زد و گفت: دیگر چه نیاز به شاهد است؟ ۶۴کفرش را شنیدید. حُکمتان چیست؟ آنها همگی فتوا دادند که سزایش مرگ است. ۶۵آنگاه بعضی شروع کردند به آبِدهان بر او انداختن؛ آنها چشمانش را بستند و در حالی که او را می‌زدند، می‌گفتند: نبوّت کن! نگهبانان نیز او را گرفتند و زدند.

مرقس۱۴: ۶۵ـ۵۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *