پیشگویی خیانت یهودا

۱۳

۱۸آنچه می‌گویم دربارۀ همۀ شما نیست. من آنان را که برگزیده‌ام، می‌شناسم. امّا این گفتۀ کتب‌مقدّس باید به حقیقت پیوندد که همسفره‌ام با من به‌دشمنی برخاسته است. ۱۹پس اکنون پیش از وقوع، به شما می‌گویم تا هنگامی که واقع شد، ایمان آورید که من هستم. ۲۰آمین، آمین، به شما می‌گویم، هر‌که فرستادۀ مرا بپذیرد، مرا پذیرفته، و هر‌که مرا پذیرفت، فرستندۀ مرا پذیرفته است. ۲۱عیسی پس از آنکه این را گفت، در روح مضطرب شد و آشکارا اعلام داشت: آمین، آمین، به شما می‌گویم، یکی از شما مرا تسلیم دشمن خواهد کرد. ۲۲شاگردان به یکدیگر نگریسته، در شگفت بودند که این را دربارۀ که می‌گوید. ۲۳یکی از شاگردان، که عیسی دوستش می‌داشت، نزدیک به سینۀ او تکیه زده بود. ۲۴شَمعون پِطرُس با اشاره از او خواست تا از عیسی بپرسد منظورش کیست. ۲۵پس او کمی به عقب متمایل شد و بر سینۀ عیسی تکیه زد و پرسید: سرور من، او کیست؟ ۲۶عیسی پاسخ داد: همان که این تکه نان را پس از فروبردن در کاسه به او می‌دهم. آنگاه تکه‌ای نان در کاسه فروبرد و آن را به یهودا پسر شَمعون اِسْخَریوطی داد.۲۷یهودا چون لقمه را گرفت، در‌دم شیطان به درون او رفت. آنگاه عیسی به او گفت: آنچه در پی انجامِ آنی، زودتر به‌انجام رسان. ۲۸امّا هیچیک از کسانی که بر سفره نشسته بودند، منظور عیسی را درنیافتند. ۲۹بعضی گمان بردند که چون یهودا مسئول دخل و خرج است، عیسی به او می‌گوید که آنچه برای عید لازم است بخرد، یا آنکه چیزی به فقرا بدهد. ۳۰پس از گرفتن لقمه، یهودا بی‌درنگ بیرون رفت. و شب بود.

یوحنا۱۳: ۳۰ـ۱۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *