خوراک دادن به پنج هزار تن

۹

۱۰چون رسولان بازگشتند، هرآنچه کرده بودند به عیسی بازگفتند. آنگاه آنان را با خود به شهری به نام بیت‌صِیْدا برد تا در آنجا تنها باشند. ۱۱امّا بسیاری این را دریافتند و از پی ایشان روانه شدند. عیسی نیز آنان را پذیرفت و با ایشان از پادشاهی خدا سخن گفت و کسانی را که نیاز به درمان داشتند، شفا بخشید. ۱۲نزدیک غروب، آن دوازده تن نزدش آمدند و گفتند: جماعت را مرخص فرما تا به روستاها و مزارع اطراف بروند و خوراک و سرپناهی بیابند، چرا‌که اینجا مکانی دورافتاده است. ۱۳عیسی در جواب گفت: شما خود به ایشان خوراک دهید. گفتند: ما جز پنج نان و دو ماهی چیزی نداریم، مگر اینکه برویم و برای همۀ این مردم خوراک بخریم. ۱۴در آنجا حدود پنج هزار مرد بودند. عیسی به شاگردان خود فرمود: مردم را در گروههای پنجاه نفری بنشانید.۱۵شاگردان چنین کردند و همه را نشاندند. ۱۶آنگاه پنج نان و دو ماهی را برگرفت، به آسمان نگریست و شکر به‌جای آورده، آنها را پاره کرد و به شاگردان داد تا پیش مردم بگذارند. ۱۷پس همه خوردند و سیر شدند و دوازده سبد نیز از تکه‌های بر جای مانده گرد‌آوردند.

لوقا٩: ١٧-١٠

یک دیدگاه در “خوراک دادن به پنج هزار تن”

  1. Have you ever heard of second life (sl for short). It is basically a game where you can do anything you want. Second life is literally my second life (pun intended lol). If you would like to see more you can see these sl authors and blogs

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *