ایمان آوردن لیدیه در فیلیپی

۱۶

۱۱پس، از تْروآس با کشتی یکراست به ساموتْراکی رفتیم، و روز بعد به نیاپولیس رسیدیم. ۱۲از آنجا راهی فیلیپی شدیم که یکی از شهرهای عمدۀ آن بخش از مقدونیه و از مهاجرنشین های روم بود، و چند روز در آن شهر ماندیم. ۱۳روز شَبّات از شهر خارج شدیم و به کنار رودخانه رفتیم، با این انتظار که در آنجا مکانی برای دعا وجود دارد. پس نشستیم و با زنانی که گرد آمده بودند، به گفتگو پرداختیم. ۱۴در میان آنان زنی خداپرست از شهر تیاتیرا بود که به سخنان ما گوش فرا می‌داد. او لیدیه نام داشت و فروشندۀ پارچه‌های ارغوان بود. خداوند قلب او را گشود تا به پیام پولس گوش بسپارد. ۱۵چون او با اهل خانه‌اش تعمید گرفت، با اصرار بسیار به ما گفت: اگر یقین دارید که به خداوند ایمان آورده‌ام، بیایید و در خانۀ من بمانید. سرانجام تسلیم درخواست او شدیم.

اعمال رسولان۱۶: ۱۵ـ۱۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *