زنجيرهاي پولُس و گسترش انجيل

۱

۱۲ای برادران، می‌خواهم بدانید که آنچه بر من گذشت، در عمل به پیشرفت انجیل انجامید،۱۳به‌گونه‌ای که بر تمامی نگهبانان کاخ سلطنتی و بر همگان عیان شد که من به‌خاطر مسیح در زنجیرم؛۱۴و زنجیرهایم سبب شد که بیشترِ برادران، در خداوند قوی‌دل شوند تا با شهامت تمام، کلام خدا را بی‌واهمه بیان کنند. ۱۵امّا بعضی از حسد و حس رقابت مسیح را وعظ می‌کنند، حال‌آنکه بعضی دیگر با حسن‌نیّت.۱۶اینان از محبت چنین می‌کنند، زیرا می‌دانند که من برای دفاع از انجیل در اینجا گذاشته شده‌ام.۱۷امّا آنان از سَرِ جاه‌طلبی به مسیح وعظ می‌کنند، نه با خلوص‌نیّت، با این گمان که بر رنجهای من در زندان می‌افزایند.۱۸امّا چه‌باک؟ مهم این است که به هر صورت، مسیح موعظه شود، چه نیّت درست باشد، چه نادرست! و من از این بابت شادمانم.                                         آری، و باز هم شادی خواهم کرد،۱۹زیرا می‌دانم که با دعاهای شما و یاری روح عیسی مسیح، اینها به نجات من خواهد انجامید،۲۰چنانکه مشتاقانه انتظار می‌کشم و امید دارم که در هیچ‌چیز سرافکنده نخواهم شد، بلکه با کمال دلیری، اکنون نیز چون همیشه، چه در مرگ و چه در زندگی، مسیح در بدنم جلال خواهد یافت.۲۱زیرا مرا زیستن مسیح است، و مردن، سود.۲۲اگر می‌باید به حیات خود در این بدن ادامه دهم، این برایم به‌منزلۀ کار و کوششی پرثمر خواهد بود. و نمی‌دانم کدام را برگزینم!۲۳زیرا بین این دو سخت در کشمکشم: چرا‌که آرزو دارم رخت از این جهان بربندم و با مسیح باشم، که این به‌مراتب بهتر است؛۲۴امّا ماندنم در جسم برای شما ضروریتر است.۲۵چون از این یقین دارم، می‌دانم که برای پیشرفت و شادی شما در ایمان، زنده خواهم ماند و با همۀ شما به‌سر خواهم برد،۲۶تا با دوباره آمدنم نزد شما، فخرتان در مسیحْ عیسی به‌سبب من افزون گردد.                      ۲۷فقط از شما می‌خواهم که به‌شیوۀ شایسته انجیل مسیح رفتار کنید، تا خواه بیایم و شما را ببینم و خواه در غیابم از احوالتان بشنوم، خاطرم آسوده باشد که در یک روح استوارید و چون یک‌تن، دوشبهدوش برای ایمان انجیل مجاهده می‌کنید،۲۸و در هیچ‌چیز از مخالفان هراسی ندارید، که همین در مورد آنان نشان هلاکت است، امّا نشان نجات شماست، و این از خداست.۲۹زیرا این افتخار نصیب شما شده که نه‌تنها به مسیح ایمان آورید، بلکه در راه او رنج هم ببرید.۳۰چرا که شما را همان مجاهده است که مرا مشغول به آن دیدید و اکنون می‌شنوید که هنوز هم بدان مشغولم.

فيليپيان١: ٣٠-١٢

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *