معرفي نامه پولُس رسول به كولُسيان

كولُسي يكي از شهرهاي آسياي صغير بود كه در شرق شهخر اِفِسُس قرار داشت. كليساي كولُسي را نه خودِ پولُس، بلكه احتمالا يكي از همكارانش بنام اِپافْراس تأسيس كرده بود(٧:١). اِپافْراس از جانب پولُس به كولسي اعزام شده بود و به نمايندگي از او در آنجا خدمت ميكرد. از همين رو، پولُس نسبت به آن كليسا احساس مسئوليت مينمود. او دريافته بود كه معلّماني گمراه به كليساي كولُسي نفوذ كرده اند و چنين تعليم ميدهند كه براي شناخت خدا و دريافت نجات الهي، بايد به راههايي غير از ايمان به مسيح توسل جست. از فحواي گفتار پولس ميتوان دريافت كه برخي از اين معلمان ، مقام مسيح را به درستي درك نكرده بودند. برخي ديگر تعليم ميدادند كه نجات از راه فلسفه و معرفتي رمزي به دست مي آيد، بعضي ديگر نيز راه دست يافتن به نجات را انجام فرايض شريعت مي دانستند. پولس با ارائه پيام اصيل انجيل، به مخالفت با چنين تعاليمي برميخيزد. او بيان ميكند كه مسيح : ١)صورت خداست(١٥:١) ، ٢)جهان به واسطه او آفريده شده است(١٥:١ و ١٦) ، ٣)از ازل بوده است(١٧:١؛٤) ، ٤)ضامن بقاي عالم است(١٧:١؛٥) ، ٥)سَرِ كليساست(١٨:١) ، ٦)نوبر رستاخيزكنندگان(١٨:١) ، ٧)الوهيت به كمال در او ساكن است(١٩:١ و ٩:٢) ، ٨)اوست كه ما را آشتي ميدهد(٢٠:١) ، ٩)لذا براي نجات دادن انسان كفايت كامل  دارد(٢٢:١).      اين نامه را تيخيكوس بهمراه اونيسيمون به كولُسي برد. اونيسيموس همان برده اي است كه پولُس به خاطر او (نامه به فيليمون) را نوشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *