استدعای پولس درباره اونیسیموس

۱

۸از این‌رو، هرچند در مسیح این جسارت را دارم که تو را به انجام آنچه سزاوار است حکم کنم،۹ترجیح می‌دهم بر پایۀ محبت استدعا کنم. پس من، پولُسِ پیر، که اکنون نیز زندانی مسیحْ عیسایم،۱۰دربارۀ پسرم اونیسیموس که در بندْ او را پدر شده‌ام، استدعایی از تو دارم.۱۱او در گذشته برای تو بی‌فایده بود، امّا اکنون هم تو را و هم مرا مفید است. ۱۲او را که پارۀ‌تن من است نزد تو بازمی‌فرستم.۱۳می‌خواستم نزد خود نگاهش بدارم تا در مدتی که به‌خاطر انجیل در‌بندم، سهم تو را در خدمت به من بر عهده گیرد.۱۴امّا نخواستم کاری بدون موافقت تو کرده باشم، تا احسانت از روی میل باشد، نه به‌اجبار.۱۵چهبسا که از همین‌رو اندک زمانی از تو جدا شد تا برای همیشه نزدت بازگردد،۱۶امّا دیگر نه چون غلام، بلکه بالاتر از آن، چون برادری عزیز. او مرا بس عزیز است، امّا تو را به‌مراتب عزیزتر است، خواه در مقام یک انسان و خواه در مقام برادری در خداوند.۱۷پس اگر مرا رفیق خود می‌دانی، او را همانگونه بپذیر که مرا می‌پذیری.۱۸اگر خطایی به تو کرده، یا چیزی به تو بدهکار است، آن را به حساب من بگذار.۱۹من، پولُس، به‌دست خود می‌نویسم که آن را جبران خواهم کرد – البته نیازی نمی‌بینم بگویم که تو جان خود را نیز به من مدیونی.۲۰آری ای برادر، آرزو دارم در خداوند نفعی از تو به من برسد؛ پس جان مرا در مسیح تازه ساز.۲۱این را می‌نویسم چون از اطاعت تو اطمینان دارم و می‌دانم حتی بیش از آنچه می‌گویم، خواهی کرد. ۲۲در ضمن، اتاقی نیز برایم مهیا کن، زیرا امید دارم به‌سبب دعاهایتان به شما بخشیده شوم. ۲۳اِپافْراس، همزندان من در مسیحْ عیسی، تو را سلام می‌فرستد.۲۴همچنین همکارانم، مَرقُس، آریستارخوس، دیماس و لوقا تو را سلام می‌گویند. ۲۵فیض خداوندْ عیسی مسیح با روح شما باد.

فیلیمون۱: ۲۵-۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *