خداوندا، جانم را برهان


۶                           ۱
«خداوندا، در خشم خود توبیخم مکن، و در غضب خویش تأدیبم منما. ۲خداوندا، مرا فیض عطا فرما، زیرا که پژمرده‌ام؛ خداوندا، شفایم بخش، زیرا استخوانهایم مضطرب است، ۳ و جانم سخت پریشان است. و اما تو، ای خداوند، تا چند ؟ ۴خداوندا، بازگرد و جانم را برهان؛ به‌خاطر محبت خویش نجاتم بخش. ۵زیرا مردگان، تو را یاد نتوانند کرد. کیست که در هاویه تو را بستاید؟ ۶از نالیدن خسته‌ام، هر شب بسترم را غرق اشک می‌کنم، و تختخوابم را به گریه تَر می‌سازم. ۷دیدگانم از اندوه، کم‌سو شده و به سبب همۀ دشمنانم، تار گشته است. ۸ای همۀ بدکاران از من دور شوید، زیرا خداوند صدای گریۀ مرا شنیده است. ۹آری، خداوند التماس مرا شنیده است؛ خداوند دعای مرا قبول می‌فرماید. ۱۰دشمنانم جملگی سرافکنده و سخت پریشان خواهند شد، آنان روی برگردانیده، به ناگاه خجل خواهند گشت.»

‮‮مزامیر۶: ۰۱-۱ 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *