جان من تشنه توست

۶۳

‘خدایا، تو خدای من هستی، با تمام وجود، تو را می‌جویم؛ جان من تشنۀ توست، و پیکرم مشتاق تو، در زمین خشک و بی‌طراوت و بی‌آب!

۲من در قُدس بر تو نگریسته‌ام و قدرت و جلالت را نظاره‌گر شده‌ام.

۳از آن رو که محبت تو از حیات نیکوتر است، لبهایم تو را خواهد ستود.

۴ پس تا زنده‌ام تو را متبارک خواهم خواند، و در نام تو دستهایم را بر خواهم افراشت.

۵جان من سیر خواهد شد چنانکه از مغز و چربی، و دهانم با لبهایی شادمان تو را خواهد ستود.

۶در بستر خود تو را یاد می‌کنم؛ و در پاسهای شب به تو می‌اندیشم.

۷در سایۀ بالهایت شادمانه می‌سرایم، زیرا تو یاور من بوده‌ای.

۸ جان من به تو چسبیده است، و دست راستت مرا حمایت می‌کند.

۹ آنان که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد، و به ژرفای زمین فرو خواهند رفت.

۱۰ به دم شمشیر سپرده خواهند شد و خوراک شغالها خواهند گردید.

۱۱اما پادشاه در خدا شادی خواهد کرد، و هر که به او سوگند خورَد فخر خواهد نمود، زیرا دهان دروغگویان بسته خواهد شد.’

مزمور۶۳: ۱۱ـ۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *