امثال سلیمان


۱۱

‘خداوند از ترازوی نامیزان کراهت دارد، اما وزنۀ کامل پسندیدۀ اوست.

۲با تکبر، شرمساری می‌آید، اما حکمت با فروتنان است.

۳ راستیِ صالحان هادی ایشان است، کج‌رَوی خیانت‌پیشگان، مایۀ تباهی‌شان.

۴توانگری در روز غضب به کاری نمی‌آید، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد.

۵ پارساییِ راستان هموارکنندۀ راه آنهاست، اما شریران از شرارت خود سقوط می‌کنند.

۶ پارساییِ صالحان آنان را رهایی می‌بخشد، اما خیانت‌پیشگان در دام هوسهای خویش گرفتار می‌آیند.

۷با مرگِ مردِ شریر، امیدش نیز بر باد می‌شود؛ چشمداشتهای او از قدرت تباه می‌گردد.

۸پارسا از تنگنا نجات داده می‌شود؛ شریر به جای او در آن فرو می‌افتد.

۹ناپاکان به گفتارِ خود همنوع خویش را هلاک می‌کنند، اما پارسا را دانش او نجات می‌دهد.

۱۰از کامیابیِ پارسایان شهر شادمان می‌شود، از نابودیِ شریران فریاد شادی برمی‌خیزد.

۱۱از برکت صالحان، شهر سرافراز می‌شود، از دهان شریران، سرنگون!

۱۲ آن که همسایۀ خویش را خوار می‌سازد کم‌عقل است، اما شخص فهیم خاموش می‌ماند.

۱۳سخن‌چین اَسرار را فاش می‌کند، اما شخص امین رازدار است.

۱۴بی‌نقشه، لشکر شکست می‌خورد، اما از کثرت مشاوران، پیروزی حاصل می‌شود.

۱۵ضامن شخص غریب، بی‌گمان زیان خواهد دید، اما هر که از دست دادن اکراه دارد، ایمن است.

۱۶ زنِ خوش‌رفتار عزّت می‌اندوزد، مردان بی‌رحم، تنها دولت.

۱۷ مرد مهربان به خویشتن نفع می‌رساند، مرد بی‌رحم، زیان.

۱۸شریر اجرتِ دروغین می‌گیرد، آن که پارسایی می‌کارد، مزد حقیقی.

۱۹ پارسای راستین رو به سوی حیات دارد، پیرو شرارت، رو به سوی مرگ خویش.

۲۰خداوند از کج‌دلان کراهت دارد، اما خشنود است از آنان که طریقشان راست است.

۲۱یقین دان که شریران بی‌سزا نخواهند ماند، اما نسل پارسایان نجات خواهند یافت.

۲۲ حلقه‌ایست زرین در بینی گراز، زنِ زیبارویِ بی‌تشخیص.

۲۳ آرزوی پارسایان تنها به نیکویی می‌انجامد، امید شریران، تنها به غضب.

۲۴یکی می‌بخشد و دولتش افزون می‌گردد، دیگری دریغ می‌ورزد و محتاج می‌شود!

۲۵شخص سخاوتمند فراوان خواهد داشت؛ آن که سیراب می‌کند، خود نیز سیراب خواهد شد.

۲۶آن که غَله را احتکار کند، نفرین مردم را می‌خرد، اما برکت بر سَرِ فروشندۀ آن خواهد بود.

۲۷ آن که نیکویی را بجوید، مقبول خواهد شد، اما آن که جویای بدی باشد، بر سَرَش خواهد آمد.

۲۸آن که بر ثروت خویش توکل کند، سقوط خواهد کرد، اما پارسایان چون برگ سبز خواهند شکفت.

۲۹باد است میراثِ آن که خانوادۀ خویش را عذاب دهد، نادان، خادم حکیمان خواهد شد.

۳۰ثمرۀ پارسایان، درخت حیات است، آن که حکیم است جانها را صید می‌کند.

۳۱اگر پارسا اجر خویش را بر زمین می‌گیرد، چقدر بیشتر، شریران و گنهکاران سزایشان را!’

امثال ۱۱: ۳۱ـ۱

امثال سلیمان


۱۰

‘امثال سلیمان: پسر حکیم، مایۀ شادمانی پدر است، اما پسر نادان مادر خویش را غصه‌دار می‌سازد.

۲ گنجهای حاصل از شرارت سودی ندارد، اما پارسایی از مرگ رهایی می‌بخشد.

۳خداوند پارسایان را گرسنه نمی‌گذارد، اما شریران را از رسیدن به آرزویشان بازمی‌دارد.

۴دستانِ کاهل، فقیر می‌سازد، دستانِ کاری، دولتمند.

۵عاقل است پسری که در تابستان گِرد می‌آورد، اما پسری که در فصل درو می‌خوابد، شرمسار می‌سازد.

۶بر سَرِ پارسایان، برکتها قرار می‌گیرد، اما خشونت، دهان شریران را می‌بندد.

۷یادِ پارسایان برکت خواهد بود، اما نام شریران خواهد پوسید.

۸ دانادل، احکام را می‌پذیرد، اما نادانِ پرگو تلف خواهد شد.

۹ آن که در صداقت گام برمی‌دارد در راهِ بی‌خطر است، اما آن که به راهِ کج می‌رود رسوا خواهد شد.

۱۰ آن که رِندانه چشمک می‌زند دلریش می‌سازد، اما آن که بی‌پرده نکوهش می‌کند باعث صلح می‌شود.

۱۱دهان پارسایان چشمۀ حیات است، اما دهان شریران خشونت را پنهان می‌سازد.

۱۲ نفرت، نزاعها برمی‌انگیزد، اما محبت، خطاپوش است.

۱۳حکمت، بر لبهای فهیمان یافت می‌شود، اما چوب برای پشت کم‌عقلان است.

۱۴حکیمان، دانش‌را می‌اندوزند، اما زبانِ جاهل سر او را بر باد می‌دهد.

۱۵توانگریِ دولتمند، شهرِ مستحکم اوست، اما فقرِ بینوایان به نابودی آنها می‌انجامد.

۱۶مزد پارسایان، به حیات رهنمون می‌شود، عایدی شریران، به گناه.

۱۷ آن که به تأدیب گوش می‌سپارد، در راهِ حیات است، اما آن که توبیخ را ترک می‌گوید، گمراهی به بار می‌آورد.

۱۸ آن که نفرت را پنهان سازد، لبهای دروغگو دارد، آن که شایعه‌پراکنی کند، نادان است.

۱۹پرگویی خالی از گناه نیست، عاقل آن است که زبان خویش نگاه دارد.

۲۰ زبانِ پارسایان، نقرۀ اعلاست، اما دلِ شریران، کم ارزش است!

۲۱لبهای پارسایان، بسیاری را می‌پرورد، اما جاهلان از کم‌عقلی می‌میرند.

۲۲برکت خداوند، دولتمند می‌سازد، و او زحمتی نیز با آن نمی‌افزاید.

۲۳فساد نزد نادان تفریح است، اما مرد فهیم از حکمت لذت می‌برد.

۲۴هرآنچه شریر از آن می‌ترسد، بر سرش می‌آید؛ هرآنچه پارسا آرزو می‌کند، به او عطا می‌شود.

۲۵توفان که فرو نشیند، اثری از شریران بر جا نخواهد بود، اما پارسایان تا ابد استوار خواهند ماند.

۲۶ سِرکه برای دندان و دود برای چشمان، همچنان است مرد کاهل برای کارفرمایش!

۲۷ترس خداوند بر روزهای عمر می‌افزاید، اما سالهای شریران کوتاه می‌شود.

۲۸ انتظارِ پارسایان به شادی می‌انجامد، اما امیدِ شریران بر باد می‌رود.

۲۹ طریق خداوند برای راستان قلعۀ مستحکم است، برای بدکاران، نابودی.

۳۰ پارسایان هرگز جنبش نخواهند خورد، اما شریران در سرزمین وعده باقی نخواهند ماند.

۳۱از دهانِ پارسایان حکمت می‌روید، اما زبانِ منحرف بریده خواهد شد.

۳۲لبهای پارسایان سخنِ پسندیده می‌داند، دهان شریران تنها انحراف!’

امثال ۱۰: ۳۲ـ۱

دعوت حکمت(۹: ۱۲ـ۱) دعوت جهالت(۹: ۱۸ـ۱۳)


۹

‘حکمت، خانۀ خود را بنا کرده و هفت ستون خویش را تراشیده است.

۲او گوشت خود را طبخ کرده، شراب خویش را برآمیخته، و سفره‌اش را نیز آراسته است.

۳ کنیزانش را گسیل داشته و از بالاترین نقطۀ شهر ندا در می‌دهد:

۴ «هر آن که ساده‌لوح است بدین‌جا بیاید!» و به کم‌عقلان، می‌گوید:

۵«بیایید از طعام من بخورید و از شرابی که برآمیخته‌ام، بنوشید.

۶ساده‌لوحیِ خود را ترک کنید که خواهید زیست؛ و در طریق فهم گام بردارید.»

۷ «هر که تمسخرگری را تأدیب کند، به استقبال بی‌حرمتی می‌رود؛ هر که مرد شریر را توبیخ کند، بد می‌بیند.

۸ تمسخرگر را توبیخ مکن، مبادا از تو نفرت کند؛ حکیم را توبیخ کن، که تو را دوست خواهد داشت.

۹حکیم را بیاموز که حکیمتر خواهد شد؛ پارسا را تعلیم ده که آموخته‌هایش افزون خواهد گشت.

۱۰«ترس خداوند آغاز حکمت است، و شناخت آن قدوس، بصیرت.

۱۱ زیرا به واسطۀ من، روزهای تو بسیار خواهد شد و بر سالهای عمرت افزوده خواهد گردید.

۱۲ اگر حکیمی، خود از آن بهره خواهی برد؛ اگر تمسخرگری، خود به تنهایی زیان خواهی دید.»

دعوت جهالت

۱۳ بانو ’جهالت‘، یاوه‌گو است و ساده‌لوح، و هیچ نمی‌داند.

۱۴ بر درِ خانۀ خود می‌نشیند، بر کرسی‌ای در بالاترین نقطۀ شهر،

۱۵ و رهگذران را ندا می‌دهد، آنان را که مستقیم به راه خود می‌روند:

۱۶«ای ساده‌لوحان، بدین سو آیید!» و به کم‌عقلان، گوید:

۱۷«آبِ دزدیده شیرین است؛ و نانی که پنهانی خورده شود، لذیذ.»

۱۸ اما نمی‌دانند که مردگان، در آنجایند، و مهمانان او در اعماق گورند.’

امثال ۹: ۱۸ـ۱

ندای حکمت


۸

‘آیا حکمت ندا در نمی‌دهد و فهم آوای خویش بلند نمی‌کند؟

۲بر بلندیهای کنار راه می‌ایستد و نیز آنجا که راهها به هم می‌رسند.

۳کنار دروازه‌های ورود به شهر و بر مدخلها بانگ برمی‌آورد:

۴ «شما را ای مردمان ندا می‌دهم، آوای خویش بر همۀ آدمیان بلند می‌کنم.

۵ای ساده‌لوحان، هوشمندی را دریابید و ای جاهلان، دانادلی را به دست آرید.

۶گوش فرا دهید، زیرا گفتنیهای ارزنده دارم و لبانم را به بیان درستیها می‌گشایم.

۷بر زبانم حقیقت جاری می‌شود، و لبانم از شرارت کراهت دارد.

۸ سخنان دهانم همه بر حق است و هیچ انحراف و کجی در آن نیست.

۹همۀ آنها بر شخص فهیم، روشن است و در چشم یابندگان معرفت، درست.

۱۰ رهنمود مرا به جای نقره اختیار کنید، و دانش را بیش از طلای ناب.

۱۱زیرا حکمت از یاقوت ارزشمندتر است، و تمامی نفایس را با آن سَرِ برابری نیست.

۱۲ «من که حکمتم، با هوشمندی همخانه‌ام و از دانش و دوراندیشی برخوردارم.

۱۳ترس خداوند، نفرت از بدی است؛ من از کبر و غرور، راه بد و زبان منحرف نفرت دارم.

۱۴ مشورت و خردمندی از آنِ من است، من فهم و قوّت را در اختیار دارم.

۱۵به مدد من پادشاهان پادشاهی می‌کنند و حاکمان به عدالت حکم می‌نمایند.

۱۶ به واسطۀ من، فرمانروایان حکم می‌رانند، و نیز شریفان و جملۀ داورانِ عادل.

۱۷آنان را که دوستم دارند، دوست می‌دارم، و آنان که مرا به جِدّ بجویند، می‌یابند.

۱۸ دولت و جلال با من است، توانگریِ پایدار و عدالت.

۱۹میوۀ من از طلا نیکوتر است، از طلای ناب، و محصول من بِه از نقرۀ اعلاست.

۲۰در طریق پارسایی می‌خرامم، و در راههای عدالت گام می‌زنم.

۲۱به دوستدارانم، توانگری به میراث می‌بخشم و خزاینشان را مملو می‌سازم.

۲۲ «خداوند مرا در آغازِ راه خویش تولد بخشید، پیش از کارهای خود در زمانهای قدیم.

۲۳من از ازل شکل گرفتم، در ابتدا، پیش از آغاز جهان.

۲۴آنگاه که هنوز ژرفاها نبود، من زاده شدم، زمانی که هیچ چشمۀ پرآبی وجود نداشت؛

۲۵پیش از آنکه کوهها بر پا شوند، پیش از تپه‌ها، من زاده شدم؛

۲۶ پیش از آنکه زمین و دشتها را بیافریند یا ذره‌ای از غبار جهان را.

۲۷آنگاه که آسمانها را استوار ساخت و افق را بر سطح ژرفا نشان گذاشت، من آنجا بودم؛

۲۸آنگاه که ابرها را در بالا برنشانید و چشمه‌های ژرفا را استوار ساخت؛

۲۹چون بر دریا حد قرار داد تا آبها از فرمان او تجاوز نکنند، و زمانی که بنیان زمین را نشان گذاشت.

۳۰ آنگاه همچون معماری در کنار او بودم و هر روزه لذت بسیار می‌بردم، و همیشه در حضورش پایکوبی می‌کردم؛

۳۱و پایکوبی من در جهانِ مسکونِ او و لذت من در بنی‌آدم بود.

۳۲ «پس حال، ای پسران، به من گوش فرا دهید؛ خوشا به حال آنان که طریقهای مرا نگاه دارند.

۳۳ رهنمود را بشنوید و حکیم باشید و از آن غفلت مکنید.

۳۴خوشا به حال آن که به من گوش فرا دهد و هر روزه بر دروازه‌های من دید‌بانی کند و بر دَرم به انتظار بنشیند.

۳۵ زیرا هر که مرا یابد، حیات را یافته است و لطف خداوند شامل حالش می‌شود.

۳۶اما هر که از یافتنِ من درمانَد، بر جان خود زیان رسانده است و هر که از من نفرت کند، مرگ را دوست داشته است!»’

امثال۸: ۳۶ـ۱

هشدار علیه زن زناکار


۷

‘پسرم، سخنان مرا نگاه دار و فرمانهای مرا نزد خود ذخیره کن.

۲فرمانهای مرا نگاه دار تا زنده بمانی؛ تعلیمات مرا همچون مردمک چشم خویش پاس دار.

۳آنها را بر انگشتان خود بربند و بر لوحِ دل خویش بنگار.

۴ به حکمت بگو: «تو خواهر منی»، و فهم را دوست خویش بخوان.

۵ تا تو را از زن زناکار حفظ کنند، و از زن بیگانه که سخنان تملّق‌آمیز می‌گوید.

۶زیرا از پنجرۀ خانۀ خویش و از پسِ شبکۀ آن، بیرون را نگریستم

۷ و در میان ساده‌لوحان، در بین جوانان، جوانی کم‌عقل دیدم

۸که در کوچه از نزدیکی گوشۀ او می‌گذشت و از راهِ خانۀ او می‌رفت،

۹ شامگاهان، آنگاه که روز رنگ می‌باخت و تاریکیِ شب دامن می‌گسترد.

۱۰و اینک، زنی به دیدار او آمد، در لباس فاحشه، با خباثت دل.

۱۱ زنی یاوه‌گو و سرکش، که پاهایش در خانه تاب نمی‌آورَد؛

۱۲ دَمی در کوچه‌ها و دمی دیگر در میدانها در گوشه‌ای به کمین است.

۱۳پس او را بگرفت و ببوسید و روی خویش بی‌حیا ساخت و گفت:

۱۴«نزد من قربانیهای رفاقت است؛ زیرا امروز نذرهایم را ادا کرده‌ام.

۱۵پس به دیدار تو بیرون آمدم و تو را سخت جستجو کرده، یافتم!

۱۶ بر بستر خود دیباها از کتان مصری گسترانیده‌ام؛

۱۷بسترم را با مُر و عود و دارچین عطرآگین کرده‌ام.

۱۸بیا تا بامداد از عشق سیر شویم؛ بیا تا یکدیگر را از عشق سرمست کنیم!

۱۹زیرا شوهرم در خانه نیست و به سفری دراز رفته است.

۲۰کیسۀ پر از پول با خود برده و تا بَد‌رِ کامل باز نخواهد گشت.»

۲۱ پس او را با سخنان بسیار بفریفت و با چرب‌زبانی اغوا کرد.

۲۲و جوان بی‌درنگ از پی او روان شد، همچون گاوی که به کشتارگاه می‌رود و آهویی که به دام گرفتار می‌آید،

۲۳ تا آنگاه که تیری بر جگرش می‌نشیند، چونان پرنده‌ای که به سوی دام می‌شتابد، و نمی‌داند که به بهای جانش تمام خواهد شد.

۲۴پس حال، ای پسرانم، به من گوش فرا دهید و به آنچه می‌گویم توجه کنید.

۲۵دل شما به راههایش متمایل نشود و در طریقهایش گمراه نگردد.

۲۶زیرا بسیاری را از پا درافکنده و کشتگانش بی‌شمارند.

۲۷ خانۀ او راهِ گور است، که تا به حُجره‌های مرگ سرازیر می‌شود.’

امثال ۷: ۲۷ـ۱

هشدار علیه بی‌خردی(۶: ۱۹ـ۱) هشدار علیه زنا(۶: ۳۵ـ۲۰)


هشدار علیه بی‌خردی

۶

‘پسرم، اگر برای دیگری ضامن شده‌ای و برای بیگانه تعهد سپرده‌ای؛

۲اگر از سخنان زبانت به دام افتاده‌ای و از کلام دهانت گرفتار آمده‌ای؛

۳ پس، پسرم، چنین کن تا رهایی یابی، زیرا به دست دیگری افتاده‌ای: برو و خویشتن را فروتن ساز و به او التماس کن!

۴ خواب به چشمانت راه مده، و نه سنگینی به پِلکهایت.

۵خود را همچون غزالی از کمند شکارچی برهان، و همچون پرنده‌ای از دام صیاد.

۶کاهِلاٰ! نزد مورچه برو، و به راههایش بیَندیش و حکمت بیاموز!

۷ که او را نه فرمانده‌ای است و نه صاحبمنصب و حاکمی؛

۸ با این همه، توشۀ خود در تابستان فراهم می‌کند و آذوقۀ خویش در موسم حصاد گرد می‌آورد.

۹کاهِلاٰ! تا به کی خواهی خُفت؟ و از خوابِ خود کی بر خواهی خاست؟

۱۰ اندکی خفتن و اندکی چُرت زدن، و اندکی دست بر دست گذاشتن برای استراحت،

۱۱و فقر همچون راهزن بر تو خواهد تاخت و ناداری، به‌سان مردی مسلح.

۱۲شخص رذل و خبیث با زبانی کج می‌گردد،

۱۳ با چشم چشمک می‌زند، با پا علامت می‌دهد، به انگشت اشاره می‌کند،

۱۴با دلی منحرف شرارتها ابداع می‌کند و هر دَم تخم نفاق می‌پاشد.

۱۵ از این رو، ناگهان بلا بر او نازل خواهد شد، و در دَمی، از پا در خواهد آمد و علاجی نخواهد بود.

۱۶شش چیز است که خداوند از آنها بیزار است، بلکه هفت چیز، که از آنها کراهت دارد:

۱۷ چشمان متکبر، زبان دروغگو، دستانی که خون بی‌گناه را می‌ریزد،

۱۸ دلی که نقشه‌های شریرانه می‌کشد، پاهایی که برای بدی تیزرو است،

۱۹شاهد دروغینی که دروغها می‌بافد و آن که تخم نفاق میان برادران می‌پاشد.

هشدار علیه زنا

۲۰پسرم، فرمان پدر خود را نگاه دار و رهنمود مادر خویش را ترک مکن.

۲۱ آن را همیشه بر دل خود بَربند و بر گردن خویش بیاویز،

۲۲که در حین راه رفتن، راهنمای تو خواهد بود؛ و چون بخوابی، تو را نگاهبانی خواهد کرد؛ و آنگاه که برخیزی، با تو سخن خواهد گفت.

۲۳ زیرا آن فرمان، چراغ است و آن رهنمود، نور، و توبیخ‌های ادب‌آموز، راه حیات،

۲۴ تا تو را از زنِ شریر حفظ کند و از زبانِ چربِ زنِ زناکار.

۲۵هوسِ زیبایی او در دل مپرور و مژگانش تو را اسیر مسازد،

۲۶ زیرا زن فاحشه را به قُرصی نان می‌توان داشت، اما زن زناکار در پی صیدِ جانی گرانبهاست!

۲۷ آیا کسی تواند آتش را در آغوش گیرد و جامه‌اش نسوزد؟

۲۸ آیا کسی تواند بر اخگرهای سوزان راه رود و پاهایش نسوزد؟

۲۹ نیز چنین است آن که با زنِ همسایه‌اش بخوابد، زیرا هر که او را لمس کند از مجازات نخواهد رَست.

۳۰ دزدی را که تنها برای سیر کردن شکم خود در وقت گرسنگی دزدی کند، تحقیر نمی‌کنند.

۳۱با این حال، اگر گرفتار شود باید هفت برابر تاوان دهد، و چه بسا که به بهای همۀ اموال خانه‌اش تمام شود.

۳۲اما مردی که با زنی زنا می‌کند عاری از عقل است؛ آنکه چنین کند خویشتن را هلاک می‌سازد!

۳۳آسیب و شرم نصیبش خواهد شد و ننگش هرگز پاک نخواهد گشت.

۳۴زیرا غیرت، خشم شوهر را بر خواهد انگیخت و چون به انتقام برآید رحم نخواهد کرد.

۳۵هیچ غرامتی به چشمش نخواهد آمد و هر اندازه هم که بر هدیه‌ها بیفزایی، نخواهد پذیرفت.’

امثال۶: ۳۵ـ۱

هشدار علیه زنا


۵

‘پسرم! به حکمت من توجه کن، و به بصیرت من نیک گوش فرا ده؛

۲تا دوراندیشی را پاس داری و لبانت معرفت را نگاه دارد.

۳ زیرا از لبان زن زناکار عسل می‌چکد، و زبان او از روغن چربتر است.

۴اما سرانجامش همچون اَفسَنطین، تلخ است، و تیز همچون شمشیرِ دو دم.

۵ پاهایش به کام مرگ فرو می‌رود؛ و گامهایش مستقیم به گور می‌انجامد.

۶به راه حیات هرگز نمی‌اندیشد؛ گمراه است، اما این را نمی‌داند.

۷ پس اکنون، پسرم به من گوش فرا ده، و سخنان زبانم را ترک مگو.

۸راه خویش از او دور نگاه دار و به درِ خانه‌اش نزدیک مشو.

۹ مبادا عنفوان جوانی خود را به دیگران بدهی و سالهای خویش را به آن که بی‌رحم است.

۱۰مبادا بیگانگان از دولت تو سیر شوند و دسترنج تو، خانۀ غریبه را آباد کند؛

۱۱و در پایانِ عمر، ناله سر دهی، آنگاه که گوشت و تَنَت زایل شده باشد.

۱۲و بگویی: «دریغا که از تأدیب بیزار بودم! و افسوس که دل من توبیخ را خوار شمرد!

۱۳ آوای معلمانِ خویش نشنیدم و به آموزگاران خود گوش فرا ندادم.

۱۴و در میان قوم و جماعت، به لبۀ پرتگاه رسیده‌ام.»

۱۵ آب را از منبعِ خودت بنوش، آب گوارا را از چاهِ خویشتن.

۱۶چرا چشمه‌هایت در کویها جاری شود و نهرهایت در معابر عمومی؟

۱۷ بگذار تنها از آن تو باشند و بیگانگان را در آنها سهیم مساز.

۱۸سرچشمه‌ات مبارک باد، و از همسر روزگار جوانیِ خویش شادمان باش؛

۱۹همچون غزالی دلپذیر و آهویی زیبا، پستانهایش تو را همیشه خرّم سازد و عشق او سرمستت کند.

۲۰چرا سرمستِ زنِ بیگانه باشی و با زنِ زناکار هم‌آغوشی کنی؟

۲۱ زیرا راههای انسان در برابر چشمان خداوند است و همۀ طریقهای او را می‌سنجد.

۲۲بدکاریهای شریر به دامش می‌افکنَد، و در بندِ گناهان خویش گرفتار می‌آید.

۲۳از بی‌ادبی خواهد مرد، و از جهلِ بسیار گمراه خواهد شد.’

امثال ۵: ۲۳ـ۱

برتری حکمت


۴

‘ای پسران، به رهنمود یک پدر گوش فرا دهید؛ توجه کنید تا فهم را به دست آورید.

۲من شما را آموزشِ نیکو می‌دهم، تعلیم مرا ترک مکنید.

۳زیرا که من نیز پدر خود را پسر بودم و عزیز و یگانه در چشم مادرم.

۴پدرم مرا آموخته، می‌گفت: «دل تو به سخنان من تمسک جوید؛ فرامین مرا نگاه دار تا زنده بمانی.

۵ حکمت را کسب کن و فهم را به دست آور؛ کلمات دهانم را از یاد مبر و از آنها انحراف مورز.

۶ ترکش مکن که نگاهبان تو خواهد بود؛ دوستش بدار که از تو مراقبت خواهد کرد.

۷ حکمت، برترین است، پس حکمت را به دست آور؛ به بهای همۀ دارایی خویش، فهم را کسب کن.

۸ آن را برافراز که تو را سرافراز خواهد ساخت؛ آن را در بر گیر که تو را عزّت خواهد بخشید.

۹ تاج زیبایی بر سرت خواهد نهاد و افسر جلال به تو خواهد بخشید.»

۱۰پسرم! گوش فرا ده و آنچه می‌گویم بپذیر که سالهای عمرت بسیار خواهد شد.

۱۱من راه حکمت را به تو می‌آموزم و در مسیر راست هدایتت می‌کنم.

۱۲چون در راه بروی، قدمهایت را مانعی نخواهد بود؛ چون بدوی، نخواهی لغزید.

۱۳ رهنمود را به چنگ گیر و آن را فرو مگذار؛ پاسش بدار، زیرا که حیات توست.

۱۴به راه شریران پا مگذار و در طریق بدکاران گام مزن. از آن دوری کن و در آن ره مسپار؛

۱۵ از آن، روی بگردان و به راه خویش رو.

۱۶زیرا تا شرارتی نکنند نمی‌خُسبند، و تا کسی را نلغزانند خواب به چشمشان نمی‌آید.

۱۷ نانِ شرارت را می‌خورند و شرابِ خشونت را می‌نوشند.

۱۸ طریق پارسایان همچون طلوع سپیده‌دمان است، که تا روشنایی نیمروز، نور آن هر دم فزونی می‌گیرد.

۱۹ اما راه شریران همچون تاریکیِ غلیظ است و نمی‌دانند که از چه می‌لغزند.

۲۰ پسرم، به آنچه می‌گویم توجه کن؛ و به سخنانم نیک گوش فرا ده.

۲۱آنها را از نظر دور مکن بلکه در قلبت نگاهشان بدار؛

۲۲زیرا برای یابندگان خود حیاتند و شفا برای تمامیِ تن ایشان.

۲۳ دل خویش را با مراقبتِ تمام پاس بدار، زیرا سرچشمۀ امور حیاتی است.

۲۴ کج‌گویی را از دهان خود بزدای؛ و بدسخنی را از لبان خویش دور کن.

۲۵چشمانت مستقیم به جلو بنگرد، مژگانت راست به جلو باشد.

۲۶ مسیر پاهای خویش را هموار گردان که همۀ راههایت استوار خواهد شد.

۲۷ به راست یا چپ کج مشو؛ پای خویش از شرارت نگاه دار.’

امثال۴: ۲۷ـ۱

هدایت برای جوانان(۳: ۱۲ـ۱) خوشا به حال کسی که حکمت را بیابد(۳:۳۵ـ۱۳)


هدایت برای جوانان

۳

‘پسرم، تعلیم مرا از یاد مبر بلکه دل تو فرمانهای مرا نگاه دارد،

۲ زیرا بر روزها و سالهای عمرت خواهد افزود و سعادتمند خواهی شد.

۳ مگذار محبت و وفاداری هرگز ترکت کنند؛ آنها را بر گردن خود بربند و بر لوحِ دلِ خویش بنگار.

۴آنگاه در نظر خدا و انسان التفات و نیکنامی خواهی یافت.

۵ با تمامِ دلِ خود بر خداوند توکل کن، و بر عقل خویش تکیه منما؛

۶ در همۀ راههای خود او را در نظر داشته باش، و او طریقهایت را راست خواهد گردانید.

۷ خویشتن را حکیم مپندار؛ از خداوند بترس و از شرارت دوری کن.

۸ این برای ناف تو شفا و برای استخوانهایت مغز خواهد بود.

۹ خداوند را با دارایی خود حرمت دار و با نوبرهای همۀ محصول خویش؛

۱۰آنگاه انبارهایت به وفور نعمت پر خواهد شد و چَرخُشتهایت از شراب تازه لبریز خواهد گشت.

۱۱ پسرم، تأدیب خداوند را خوار مشمار، و از توبیخ او بیزاری مجو،

۱۲زیرا خداوند آنان را که دوست می‌دارد، تأدیب می‌کند چنانکه پدری، فرزند خویش را که مایۀ خشنودی اوست.

خوشا به حال کسی که حکمت را بیابد

۱۳خوشا به حال کسی که حکمت را بیابد و شخصی که فهم را به دست آورد.

۱۴زیرا تجارتِ آن از تجارت نقره سودآورتر است و محصول آن از طلا نیکوتر.

۱۵ از یاقوت گرانبهاتر است، و هیچ‌یک از نفایس تو با آن برابری نتواند کرد.

۱۶بر دست راستش عمر دراز است و بر دست چپش دولت و حشمت.

۱۷راههایش، راههایی است دلپذیر و همۀ طریقهایش، سلامتی.

۱۸ آنان را که به دستش آرند، درخت حیات است و آنان را که به چنگش گیرند، برکت.

۱۹ خداوند به حکمت خود زمین را بنیان نهاد، و به عقل خویش، آسمانها را استوار ساخت.

۲۰به دانش او، ژرفاها منشق گردید و ابرها شبنم را بارانید.

۲۱ پسرم، خردمندی و دوراندیشی را پاس دار و مگذار از نظرت دور شوند؛

۲۲آنها جان تو را حیات خواهند بخشید و زینت‌بخش گردن تو خواهند بود.

۲۳آنگاه در امنیت راه خواهی پیمود و پایت نخواهد لغزید.

۲۴ چون به خواب روی ترسان نخواهی بود و چون بیارامی، خوابت شیرین خواهد بود.

۲۵ از بلایِ ناگهان بیم نخواهی داشت و نه از هلاکتِ شریران، چون واقع شود.

۲۶ زیرا خداوند، مایۀ اطمینان تو خواهد بود و او پایت را از دام نگاه خواهد داشت.

۲۷ احسان را از مستحق آن دریغ مکن، آنگاه که انجامش در توانِ دست توست.

۲۸ به همسایه‌ات مگو: «برو و بازگرد، و فردا به تو خواهم داد» – با اینکه هم‌اکنون در دست توست.

۲۹در اندیشۀ بدی کردن بر همسایه‌ات مباش که در کمال اعتماد، کنار تو ساکن است.

۳۰ با کسی که به تو بدی نکرده، بی‌سبب جدال مکن.

۳۱ بر مرد خشونتکار حسد مبر و هیچ‌یک از راههایش را برمگزین.

۳۲زیرا خداوند از شخص منحرف کراهت دارد، اما صالحان را مَحرم راز خود می‌سازد.

۳۳ لعنتِ خداوند بر خانۀ شریران است، اما مسکنِ پارسایان را برکت می‌دهد.

۳۴او تمسخرگران را تمسخر می‌کند، ولی فروتنان را فیض می‌بخشد.

۳۵حکیمان وارث عزّت می‌شوند، اما نصیب جاهلان رسوایی خواهد بود.’

امثال۳: ۳۵ـ۱

فواید حکمت


۲

‘پسرم، اگر سخنان مرا بپذیری و احکام مرا نزد خود بیندوزی؛

۲ اگر گوش خود به حکمت بسپاری و دل خویش به فهم مایل گردانی؛

۳اگر بصیرت را فرا خوانی و فهم را به بانگ بلند ندا کنی؛

۴ اگر همچون نقره در پی‌اش باشی و همچون گنجِ پنهان جستجویش کنی،

۵ آنگاه ترس خداوند را درک خواهی کرد و به شناخت خدا دست خواهی یافت.

۶ زیرا خداوند است که حکمت می‌بخشد و از دهان اوست که دانش و فهم بیرون می‌آید.

۷ او خردمندی را برای صالحان می‌اندوزد و آنان را که در راستی سالکند، سپر است؛

۸راههای عدالت را پاس می‌دارد و نگاهبان طریقت وفادارانِ خویش است. .

۹ آنگاه هر طریق نیکو را در خواهی یافت، پارسایی و عدالت و انصاف را.

۱۰زیرا حکمت به دل تو در خواهد آمد و معرفت برای جان تو گوارا خواهد بود .

۱۱دوراندیشی تو را نگاهبانی خواهد کرد و فهم، تو را پاس خواهد داشت.

۱۲تو را از راه شریران رهایی خواهد بخشید و از مردمانی که سخنان منحرف می‌گویند؛

۱۳که راه راست را ترک می‌کنند تا در راههای تاریک گام بردارند؛

۱۴ که از عمل بد خشنودند و از انحرافی که در شرارت است، شادمان؛

۱۵ که راههایشان کج است و در طریقهای خویش گمراهند.

۱۶نیز تو را از زن زناکار رهایی خواهد بخشید و از زن بیگانه که سخنان تملق‌آمیز می‌گوید،

۱۷ که شریک زندگی جوانی خویش را ترک کرده و پیمانی را که در حضور خدای خود بسته، از یاد برده است.

۱۸ زیرا خانۀ او به کام مرگ فرو می‌رود و راههای او به سرای مردگان رهنمون می‌شود.

۱۹ از آنان که به نزد او روند، کسی باز نخواهد گشت و به طریقهای حیات دست نخواهد یافت.

۲۰پس در راه مردمانِ نیکو گام بردار و طریقهای پارسایان را ترک مکن،

۲۱زیرا صالحان در زمین ساکن خواهند شد و راستان در آن باقی خواهند ماند؛

۲۲ اما شریران از زمین منقطع خواهند شد و خیانت‌پیشگان از آن ریشه‌کن خواهند گردید.’

امثال ۲: ۲۲ـ۱