از دسیسه شریران پنهانم بدار

۶۴

خدایا، چون ناله برمی‌آورم، صدایم را بشنو، و حیاتم را از تهدید دشمن حفظ فرما!

۲ از دسیسۀ شریران پنهانم بدار و از هنگامۀ بدکاران،

۳که زبان خود را چون شمشیر تیز می‌کنند، و سخنان تلخ را چون تیر بر زه می‌نهند

۴تا از کمینگاههای خود بر راستان نشانه روند؛ و به ناگاه و بی‌پروا بر او تیر می‌افکنند.

۵خویشتن را به کلامی پلید مسلح می‌کنند، و چون سخن می‌گویند، برای پنهان کردن دامهاست؛ و می‌گویند: «کیست که آنها را ببیند؟»

۶بی‌انصافی را تدبیر می‌کنند و می‌گویند: «چه تدبیر کاملی اندیشیدیم!» براستی که دل و ذهن آدمی تفحص‌ناپذیر است!

۷اما خدا تیرها بر ایشان خواهد افکند، و به ناگاه مجروح خواهند شد.

۸ زبان آنها را بر ضد خودشان بر خواهد گردانید و نابودشان خواهد کرد؛ و هر که آنان را ببیند بر ایشان سر خواهد جنبانید.

۹آنگاه بنی‌آدم جملگی خواهند ترسید، و کار خدا را اعلام خواهند کرد، و در عمل او تأمل خواهند نمود.

۱۰باشد که پارسا در خداوند شادی کند و در او پناه جوید، و راست‌دلان جملگی فخر نمایند!’

مزمور۶۴: ۱۰ـ۱

معرفینامه دوم ‍‍پولس رسول به قرنتیان

معلمان و واعظانی دروغین به کلیسای قرنتس رسوخ کرده بودند که در صداقت پولس و اقتدار رسالت او تردید کرده و اتهاماتی به او میزدند. پولس در این رساله به دفاع از خود میپردازد. او اشتیاق عمیق خود را به حفظ دوستی نشان میدهد و شادی خود را از برقراری آشتی بیان میدارد.                                                                                      پولس در بخش نخست نامه به بررسی رابطه خود با کلیسای قرنتس میپردازد و توضیح میدهد که چرا به اهانت مخالفان خود در کلیسا و ادعاهای آنها به شدت پاسخ داده است. سپس با شادی بیان میکند که لحن تندش به توبه و آشتی انجامیده است. پس از آن از کلیسا میخواهد هدیه ای سخاوتمندانه برای مسیحیان نیازمند یهودیه آماده کنند. در فصلهای پایانی پولس به دفاع از رسالت خود در برابر اشخاصی میپردازد که در قرنتس در لباس رسولان واقعی ظاهر شده بودند. همین ها بودند که رسالت پولس را مورد تردید قرار میدادند.        یکی از جنبه های مهم این رساله آن است که از لا به لای گفته های پولس و درددلهای او به خصوصیات شخصیت او پی میبریمو صداقت و خلوص نیت اورا چه در زندگی شخصی و چه در خدمت به مسیح مشاهده میکنیم.