بي ايماني مردم ناصره


٦          

سپس عیسی آنجا را ترک گفت و با شاگردان خود به شهر خویش رفت.۲چون روز شَبّات فرارسید، به تعلیم دادن در کنیسه پرداخت. بسیاری با شنیدن سخنان او در شگفت شدند. آنها می‌گفتند: این مرد همۀ اینها را از کجا کسب کرده است؟ این چه حکمتی است که به او عطا شده؟ و این چه معجزاتی است که به‌دست او انجام می‌شود؟ ۳مگر او آن نجّار نیست؟ مگر پسر مریم و برادرِ یعقوب، یوشا، یهودا و شَمعون نیست؟ مگر خواهران او اینجا، در میان ما زندگی نمی‌کنند؟  پس در نظرشان ناپسند آمد. ۴عیسی بدیشان گفت: نبی بی‌حرمت نباشد جز در دیار خود و در میان خویشان و در خانه خویش! ۵او نتوانست در آنجا هیچ معجزه‌ای انجام دهد، جز آنکه دست خود را بر چند بیمار گذاشت و آنها را شفا بخشید. ۶او از بی‌ایمانی ایشان در حیرت بود.

مرقس۶: ۶ـ۱

6 دیدگاه در “بي ايماني مردم ناصره”

  1. I would like to convey my love for your kind-heartedness for individuals that really want assistance with this one idea. Your special dedication to getting the solution all through turned out to be extremely powerful and has frequently permitted guys and women much like me to achieve their pursuits. Your entire interesting help denotes a great deal to me and far more to my fellow workers. Thank you; from each one of us.

  2. I truly wanted to send a simple comment to be able to express gratitude to you for the superb tips you are sharing here. My time consuming internet look up has at the end of the day been paid with reputable ideas to exchange with my company. I ‘d assert that we visitors are truly fortunate to be in a wonderful website with so many special professionals with beneficial things. I feel somewhat happy to have come across your entire site and look forward to tons of more enjoyable times reading here. Thanks once again for a lot of things.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *